صدای دیدار

 

سهراب سپهری_حجم سبز_صدای دیدار

************

با سبد رفتم به میدان صبحگاهی بود
میوه ها آواز می خواندند
میوه ها در آفتاب آواز می خواندند
 در طبق ها زندگی روی کمال پوست ها خواب سطوح جاودان می دید
اضطراب باغ ها درسایه هر میوه روشن بود
گاه مجهولی میان تابش به ها شنا می کرد
هر اناری رنگ خود را تا زمین پارسیان گسترش می داد
بنیش هم شهریان افسوس
بر محیط رونق نارنج ها خط مماسی بود
من به خانه بازگشنم مادر پرسید
میوه از میدان خریدی هیچ ؟
میوه های بی نهایت را کجا می شود میان این سبد جا داد ؟
 گفتم از میدان بخر یک انار خوب
امتحان کردم اناری را
 انبساطش از کنار این سبد سر رفت
به چه شد آخر خورک ظهر
ظهر از ایینه ها تصویر به تا دوردست زندگی می رفت

/ 0 نظر / 6 بازدید