راه واره

 

سهراب سپهری_آوار آفتاب_راه واره

************

 دریا کنار از صدفهای تهی پوشیده است
 جویندگان مروارید به کرانه های دیگر رفته اند
پوچی جست و جو بر ماسه ها نقش است
 صدا نیست دریا پریان مدهوشند آب از نفس افتاده است
لحظه من در راه است و امشب بشنوید از من
امشب آب اسطوره ای را به خک ارمغان خواهد کرد
 امشب سری از تیرگی انتظار بدر خواهد آمد
امشب لبخندی به فراتر ها خواهد ریخت
 بی هیچ صدا زورقی تابان شب آب ها را خواهد شکافت
زورق ران توانا که سایه اش بر ر فت و آمد من افتاده است
که چشمانش گام مرا روشن می کند
که دستانش تردید مرا می شکند
پاروزنان از آن سوی هراس من خواهد رسید
 گریان به پیشبازش خواهم شتافت
در پرتو یکرنگی مروارید بزرگ را در کف من خواهد نهاد

/ 0 نظر / 5 بازدید