موج نوازشی ای گرداب

سهراب سپهری_آوار آفتاب_موج نوازشی ای گرداب

************

کوهساران مرا پر کن ای طنین فراموشی
 نفرین به زیبایی آب تاریک خروشان که هست مرا
 فرو پیچد و برد
 تو ناگهان زیبا هستی اندامت گردابی است
موج تو اقلیم مرا گرفت
ترا یافتم اسمان ها را پی بردم
ترا یافتم درها را گشودم شاخه ها را خواندم
افتاده باد آن برگ که به آهنگ وزش هایت نلرزد
مژگان تو لرزید رویا درهم شد
تپیدی :‌ شیره گل بگردش آمد
بیدار شدی : جهان سر بر داشت جوی از جا جهید
 براه افتادی : سیم جاده غرق نوا شد
 در کف تست رشته دگرگونی
از بیم زیبایی می گریزم و چه بیهوده : فضا را گرفتهای
یادت جهان را پر غم می کند و فراموشی کیمیاست
در غم گداختم ای بزرگ ای تابان
سر بر زن شب زیست را در هم ریز ستاره دیگر خک
جلوه ای ای برون از دید
از بیکران تو می ترسم ای دوست موج نوازشی

/ 0 نظر / 2 بازدید