ملاقاتی
ساعت ٦:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٦  

خسرو گلسرخی_خسته تر از همیشه_ملاقاتی

آمد
 دستش به دستبند بود
 از پشت میله ها
 عریانی دستان من ندید
 اما
 یک لحظه در تلاطم چشمان من نگریست
 چیزی نگفت
رفت
کنون اشباح از میانه ی هر راه می خزند
خورشید
 در پشت پلک های من اعدام می شود