عطر پرکنده
ساعت ٦:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٥  

سیمین بهبهانی_مرمر_عطر پرکنده
1341-1336

 

************

بازگو، ای به کنار دگری خفته ی من!
چه کند با غم تو این دل آشفته ی من؟
وه که امروز پرکنده تر از بوی گل است
خاطر جمع تر از غنچه ی نشکفته ی من!
آفتاب ِ نگه ِ‌ گرم تو را می جوید
این دل ِ سردتر از بر ف ِ فروخفته ی من
یاد از آن روز که انگشت تو اشکم بسترد
خاتم دست تو شد گوهر ناسُفته ی من
شاهد آتش عشق تو که گرم است هنوز
شعله هایی ست که سر می کشد از گفته ی من
چه کنم؟ دل به که بندم؟ به کجا روی کنم؟
بازگو، ای به کنار دگری خفته ی من!