با کوله ی هفتاد و هشتاد
ساعت ٥:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٥  

 

تازه ها_با کوله ی هفتاد و هشتاد
1377- ...

تا زنده هستم زنده هستم
 تا زنده بر انصار بیداد
 با اسبی از توفان و تندر
 با نیزه یی از شعر و فریاد
هر چند در میدان نبودم
 با دیو و دد جنگ آزمودم
 بس قصه کز میدان سرودم
 زانجا که باروت است و پولاد
پیرم ولی از دل جوانم
 خوش می رود با کودکانم
 من مامک پر مهرشانم
گیرم که دیگر مامشان زاد
 ای عمر احمدزاده پربار
 ای بخت روشن با جهاندار
 وان خیل دلبندان هشیار
 پیروز مندی یارشان باد
 جمعی که این سان مهربان بود
 یک روزه ما را میزبان بود
 فصل نشاط اصفهان بود
 در اعتدال ماه خرداد
رفتیم و مأمن بی امان شد
 پر شور و شر نیم جهان شد
 از فتنه ی انصار بیداد
ای اصفهان ، ای اصفهان ، داد
 در گیر و دار ترکتازی
 آموخت ما را سرفرازی
سروی که در آشوب توفان
 سر خم نکرد از پا نیفتاد
 من کاج پیر استوارم
 از روزگاران یادگارم
حیران نظر دارد به کارم
 بیدی که می لرزد ز هر بار
 بنیان کن کوان دیوم
 در شعر می توفد غریوم
از هفتخوان خواهم گذشتن
 با کوله ی هفتاد و هشتاد