گو آفتاب براید
ساعت ٥:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٥  

 

تازه ها_گو آفتاب براید
1377- ...

ایات مصحف عشقم
 کس خواندنم نتواند
 وان کس که مدعیم شد
 غیر از دروغ نخواند
چونان سیاوش پکم
از دود و شعله چه بکم
آتش به رخت سفیدم
 خکستری نفشاند
 دل ا برابر یاران
 چون گل به هدیه نهادم
 دیوانه آن که به تهمت
 خون از گلم بچکاند
 آن شبنمم که سراپا
در انتظار طلوعم
گو آفتاب براید
 وز من نشانه نماند
 جان را به هیچ شمردم
 این است رمز حضورم
 دشمن بداند و دردا
کاین نکته دوست نداند
رویای باغ بهشتم
 در نقش پرده ی خوابت
شیطان به کینه مبادا
این پرده را بدراند
 چون صبح ،‌ ایت حقم
تصویر طلعت حقم
عاقل طلیعه ی حق را
 در گل چگونه کشاند ؟
 جز آفتاب و به جز من
 ظلمت زدا و صلا زن
پیغام نور و صدا را
 سوی شما که رساند ؟
گفتی چرا نکشندم
 زیرا هر آن که به کشتن
 جسم مرا بتواند
 شعر مرا نتواند