نگاه دار
ساعت ٧:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢۱  

سیمین بهبهانی_ چلچراغ با خود بودن ها _نگاه دار
1335-1336

نگاه دار که عمری به راهِ چون تو سواری
فشانده چشم سرشکی، نشانده اشک غباری
به لوح سینه خیالم کشیده نقش عزیزی
بدان عزیز نماید نشانه ها که تو داری
کرم نما و فرودآ که پیش دیده ی حیرت
همان خیال محالی که در کناری و یاری
چو واگذاشته ام خلق را ز خویش به عمری
کنون سزد که به خلقم ز خویش وانگذاری
چنان به بوی تو دارد تنم هوای شکفتن
که گل ز سنگ برآرم گَرَم به خک سپاری.
به خنده گفتی اگر جز تو را عزیز بدارم
مرا عزیز بداری؟ به گریه گفتم... آری.